جلوگيرى از آخرين توطئه مشترك برعليه مردم ايران
مدت مديدي است كه تمامى اركان نظام با يكپارچگي تمامي سعي و تلاش خود رابراي بقاي نظام بكار بسته اند و سعي بر آن دارند كه نگذارند رژيم نان و آب دارآخوندى از دست حوزه علميه خارج گردد و در كنار اين طرح ها ايرانياني كه بقاي خود رادر بقاي رژيم آخوندي ميدانند و از يكسر نوكر سرسپرده سازمانهاي اطلاعاتي و سياسياروپايي بوده اند دست در دست رژيم داده اند تا نگذارند سياست انزواء و نابودي رژيمديكتاتور بوسيله آمريكا عملي گردد و در طول 8 سال گذشته خود را كاملا مطيع اهدافرژيم و اتحاديه اروپا گردانده اند تا اينكه رژيم حقوقى و سياسى ايران بدليلناپرهيزيهاى سياسى در بن بست حاضر اسير گشت و كاروان دموكراسى پس از افغانستان جادهعراق را طي نمود و نوبت به ايران رسيد و حاكمان اروپايي كه بقاي سياسي خود را درحفظ رژيم سياسي ايران ميدانند با كلنجارهايي كه با حاكمان سياسي ايران داشتندتوانستند در نهايت اين رژيم و تندروهاى آن را به اين امر در هفته گذشته قانع سازندكه در صورت ادامه راه فعلى از سوى تندروها رژيم ايران بايستى در مقابل آمريكا وماشين نظاميش بايستد و راهى را بروند كه صدام حسين و طالبان طى نمودند و با باوراينكه در سال 2006 ديگرى بقاياى رژيم آخوندى از نقشه سياسى دنيا حذف خواهد شد تن بهاين دادند كه با اتحاديه اروپا در بخش سياسي و حفظ نظام تا مرحله آخر به پيش بروندو ماجرا بر اين قرار است.
رژيم در آينده نزديك ميبايستى پس از شكست حضور مردم در راهپيمايى 22 بهمنمردم را براى مشروعيت خود در صحنه سياسى و انتخاباتى وارد نمايد و بايستى انتخاباتآتى رياست جمهورى به دنيا بقبولاند كه دموكراسى در ايران 80 درصد حاكم است حتى باحضور تندرويان و بر همين اساس قرار است كه شخصيتى كه پروژه دوم اطلاحات ميباشد وميتواند حداقل 15 ميليون راى را به صندوقهاى راى گيرى بكشاند به ميدان مبارزاتى دركنار يك كانديداى مرد قرار گيرد و كسي را بهتر از يك شخصيت سياسى مطرح در اينگردانه بغيير از شيرين عبادى جويا نشدند كه اروپا هم با آنان توافق داشته باشد و بر همين اساس شيرين مزدور عبادى اين بار خيانت سنگين را براى ضربه به آينده ايران بدوشكشيد و فاز اول پروژه با وارد شدن بحث او و قوه قضاييه وارد عمل گشت و در فاز دومتور سياسى و سخنرانى او در اتحاديه اروپا در چند روز آينده وارد عمل خواهد شد و درنهايت با گفتار سياسى و دفاع از حقوق بشر و وارد نمودن طيف ضربه ديده اصلاح طلبانامثال اكبر گنجي و اشكووري و امثال محسن سازگاراها مردم كه با ديدن شكنجه ها واعمالى كه در 8 سال گذشته بر آنان رفته ميتوانند با پناه آوردن به اين طيف بهاصطلاح در آينده سياسى و اجتماعى خود نقش پيدا كنند و با برنامه هاى تدوين شده ازسوى قوه قضاييه كه درصدد هستند چندين پوين برنده را در هفته هاى آتي در اختيارشيرين عبادى قرار دهند در درون و بيرون ايشان را بعنوان يك چهره محبوب زنان ايرانمبدل سازند و پرونده زهرا كاظمى و به مجازات كشاندن متهمين قتل او يكى از اينبرگهاى برنده خواهد بود مثل قربانى شدن مصطفى كاظمى و عاليخانى در قتلهاى زنجيره اىبراى بقاى نظام بهر حال توطئه عجيبى در پشت افعى سياسى ايران هاشمى رفسنجانى بابررسى تمامى روزنه هاى اين طرح لانه كرده و اگر اين طرح كه تا ميانه فروردين ماه بايستى عملا نشانه هاى پيروزيش مشاهده گردد وارد مرحله نهايى شود مردم ايران دربندى ديگر از بندهاى خاتمى چيان(مغول اذان گو)اسير و در ادامه وارد شدن دولت جديد ايران باگفتگوى ظاهرى با آمريكا كه يك لاس زدن بيش نخواهد بود بقاى رژيم آخوندى ابقاء خواهدشدو بدون اينكه مردم ايران برگ برنده حقيقى در دست داشته باشند دوباره دربند ظلم وتاراج اسير و حقير و حقيرتر خواهند شد.
وظيفه تمامى نهادهاى سياسى درونى و بيرونى اين است كه نگذارند اين توطيهمشترك اروپا و ايران به موفقيت تبديل گردد و مخالفت با هرگونه انتخابات و عدم حضورو عدم دفاع از آرمان حاضرين و همجواران حكومت ايران را تا انتخابات آزاد بر سرحكومت آينده ايران تحريم و هر ادعايى را تكذيب و رد نمايند..با اميد به پيروزى
دیگر گول امثال خاتمی را نخورید
زمان نابودی رژیم فرا رسیده:
دیگه نگران مشکلات که بعد از رای ندادن پیش میاد نباشید
فقط به این فکر کنید که چطور با کسانی که در شناسنامه هاشون مهر انتخابات خورده برخورد میشه
بدون شرح وتفسیر زائد مواردی را فهرست وار ذکر میکنم . از خواننده گرامی دعوت میکنم چنانچه استدلالات در این نوشته را صحیح یافت با به عهده گرفتن نقش روشنگرانه، دیگر افراد را در حد توان خویش آگاه کرده ومانع از استمرار حکومت ریا وتزویر و ضد انسانی آخوندهای مرتجع و انگل صفت گردد.
1)در عین احترام به عقائد کسانی که شرکت در انتخابات را به مردم توصیه میکنند باید بگویم که با توجه به دلائل زیر متا سفانه اشتباه میکنند وتاوان این اشتباه را ،هم خود وهم مردم ایران میپردازند؛ همانطور که از سال 76 تاکنون تاوان رای دادن به خاتمی و اصلاح طلبان را میپردازند.
2)لطفاً گول اصلاح طلبان و مقالات و سخنرانی های آنان و هر موضع و انتقادی که دارند را به این دلائل نخورید:
-- عملکرد آنان با گفته ها و وعده هایشان مغایر است و از خرداد 76 آنان و رییس جمهورشان جز وقت کشی در احقاق حقوق مردم و انجام وعده ها کاری نکرده بلکه به گفته فرمانده سپاه باعث شدند گروهای واقعاً مخالف حکومت تحت تاثیر فضای بعد از خرداد 76 از پوسته های محافظتی و امنیتی خود بیرون آمده و خود را در معرض شناسایی ودید دستگاه امنیتی رژیم قرار دهند.
-- آنان پیروان راستین خمینی و همان خط امامی هایی هستند که سفارش او را برای حفظ حکومت اسلامی به گوش جان شنیده اند؛ میدانید که خمینی فتوا داد که برای حفظ نظام اسلامی می توان در صورت ضرورت، احکام اسلام را زیر پا گذاشت.ضمناً تمام اصلاح طلبان حکومتی خود از بر پا کنندگان و اعوان و انصار همین نظامند و نظام را به نوعی فرزند خود میدانند.
-- اگر در اعمال و گفتار آنان دقت کرده باشید پی خواهید برد آنان هیچگاه به طور مطلق از حقوق انسانی و شهروندی ، صرف نظر از عقیده و مرام دفاع نکردند ؛ بلکه این سخنان پوششی برای تزئین چهره آنان بعنوان مدافع حقوق انسان و آنهم فقط در دفاع از همرزمان و یاران خودشان بود.لطفاً آمار بگیرید جبهه مشارکت چند بار در بیانیه ها ،روزنامه، سخنران ها وسایت خود از عباس عبدی یا دیگر یاران خود دفاع کرده؟ گویی تنها عباس عبدی زندانی است و لا غیر.
-- اهل سیاست میدانند که مخالفت اصلاح طلبان با نظارت استصوابی از آنجایی شروع شد که بر نام خودشان قلم قرمز کشیده شد وگرنه قبل از آن نظارت استصوابی از نظر آنان خیلی هم خوب بود وهیچ اعتراضی دیده نشد.
-- واقعیت اینست که دعوای اصلاح طلب و محافظه کار در ایران بر سر دو چیز است :
الف) مقدار سهم در قدرت
ب) شیوه اداره نظام به شکلی که از هم نپاشد و تداوم یابد از روزی که محافظه کاران پستهای کلیدی را اشغال کرده وچپها را از حکومت بیرون راندند مبارزه برای کسب مجدد قدرت از سوی آنان آغاز شد و تنها معبر آنان برای رسیدن به قدرت مردم ودند. ولی برای جلب نظر و آراء مردم چه باید کرد؟ و جواب این سوال تدارکی بودکه در 2 خرداد 76 نتیجه داد.اگر امروز به انتخابی بودن خود وانتصابی بودن طرف مقابل اشاره میکنند و بر رای مردم تکیه میکنند نه از جهت ارزش قائل بودن برای مردم است بلکه مردم پله های نردبان ترقی آقایانند .آیا مردم باز گول میخورند وبه وعده ها وتطمیع وتهدیدها اعتنا میکنند؟
3)اصلاح طلبان دزدانی با چراغ آمده اند وکالای گزیده میبرند واز روشهای مدرن وپیچیده در سیاست استفاده میکنند متاسفانه برخی ! از مخالفان جمهوری اسلامی آگاهانه یا از سر اعتماد به اصلاح طلبان از روشهایی مثل رای دادن و تغییرات تدریجی در ایران حمایت میکنند تا شاید از فضای به وجود آمده بهره مند شده و رخنه ای در رژیم ایجاد کنند. بر اثر تجربه اکنون واضح است که قدرت چه در دست اصلاح طلب و چه محافظه کارباشد شرایط اجتماعی ، سیاسی ، فرهنگی و اقتصادی ایران تفاوت فاحشی نمیکند. بنابر این بهتر است همه ایرانیان یکبار برای همیشه تکلیف خود را با این حکومت معین کنند وحرف آخر را از الان بگویند. آیا نزدیک به 8 سال زمامداری دولت و مجلس اصلاحات و وجه المصالحه قرار گرفتن مردم ایران در جنگ قدرت دو جناح در ایران هنوز جای تردید باقی مانده است ؟آنچه برای هر دو گروه مهم است داشتن ق! درت و حفظ نظام است ونه چیزی دیگر.
4) گفته های حجاریان را وتئوری معروف او یعنی فشار از پایین ( در واقع جلو انداختن مردم و دانشجویان ) و چانه زنی از بالا (یعنی امتیاز و سهم از قدرت گرفتن( را حتما فراموش نکرده اید. و اکنون که پروژه او و همکارانش در مرکز مطالعات استراتژیک به اینجا ختم شده او به داشتن یک اقلیت اصلاح طلب در مجلس هفتم هم راضی است تا در معادلات قدرت غائب نباشند.پروژه و خط سیر سیاسی اصلاح طلبان هیچگاه در جهت منافع مردم نیست و درشدید ترین موضع گیریها علیه حاکمیت از حذف خود از قدرت خشمناک است ونه دغدغه ایران یا ایرانی داشتن.
5) صرف نظر از قربانی شدن سربازها ، اسبها ،فیلها و در صورت نیاز رخها در این بازی شطرنج گونه اصلاح طلبی و محافظه کاری این شاهها و وزیران دو طرف بازی هستند که پروژه تداوم عمر جمهوری اسلامی را پیش میبرند. این یعنی شیره مالیدن نخبگان آخوندی بر سر تمام گروههای روشنفکری و سیاست پیشه ایرانی که در پروژه خاتمی مغبون شدند وبه خیالی واهی مبلغ بی اجر و مزد او شدند.آیا باز هم ملت ما به تحریک روشنفکران ، هنرمندان و مبارزانی مثل خانم عبادی ( شيرين عبادي:دواي درد ما قهر كردن با صندوقهاي رأي نيست، آخرين اظهارات شيرين عبادي در جمع دانش آموختگان ايران اسلامي ) در مشروعیت بخشیدن به جمهوری اسلامی گذشته را فراموش و دل به وعده ها میدهد یا از ترس تسلط بدترها به مجلس ! به بدها راضی میشود؟
اگر چنین شود باید گفت که اکثریت مردم ما چه درست وچه نادرست ،جمهوری اسلامی را میخواهند وآن را مشروع میدانند و اگر ما از تصمیم آنها راضی نیستیم و فکر میکنیم در اشتباه هستند تنها راه ما تلاش برای ارتقا سطح دانش سیاسی و فرهنگی مردم ایران است.
بدین قرار چنانچه موارد ذکر شده در بالا صحیح باشد بر اساس تجربیات قبلی میتوان نتیجه گرفت رای دادن در جمهوری اسلامی:
تنهاموجب مشروعیت یافتن آن میشود.
تغییر مثبتی در شرایط کلی مردم ایجاد نمیکند
پروژه استمرار و تداوم حاکمیت جمهوری اسلامی را تکمیلمیکند
حال باید منتظر بود و دید اینبار مردم چه میکنند اگر چه حاکمان اینجمهوری آنقدر پست و فرومایه اند که ابائی از تقلب در انتخابات و تدارک رای ساختگیندارند .
یک هموطن